Monday, November 9, 2009

هيچ بازار نديده‌ست چنين كالايی - پانصدويك

آگهی‌سازان جهان، پيش از اين هم ‌بار‌ها از تصوير‌های بامزه و بازيگوشی كه در فضای اينترنت منتشر شده، الهام گرفته‌اند و آگهی‌شان را بر اساس آن‌ها خلق كرده‌اند- اين فقط تازه‌ترين نمونه‌ای‌ست كه من ديده‌ام. ابتدا ارجاع‌تان می‌دهم به تصويری كه يك ‌سال پيش - يكم آذر پارسال - در همين وبلاگ منتشر شده، تا آسان‌تر بتوانيم به شباهت اين آگهی و آن تصوير اشاره كنيم. اين‌يكی، آگهی يك مؤسسه تندرستی و تناسب اندام است كه مدعی‌ست كارش را خوب بلد است و كاری می‌كند كه شما، حتی پيش از آن كه خودتان هم بدانيد، ورزش‌تان را آغاز كرده باشيد؛ خب، دست‌كم ورزش گردن‌تان را!

تفسير چای - دوازده+يك

Teatanic
by polioandearlgrey / flickr

سربازهای يك‌چشم - چهل‌ويك

Photographer Kyle Telechan
*
لابد يك نفر هم بايد بردارد چيزی بنويسد درباره همه فضاهای متروكی كه زمانی نفس می‌كشيدند و زندگی در درون‌شان جريان می‌يافت و خاطره‌ها می‌آفريدند... و حالا خود بدل به خاطره شده‌اند؛ البته در صورت امكان، يعنی اگر واقعا ً زحمتی نيست، كمی دورتر و قديمی‌تر از كارتون‌های دوران كودكی خوانندگان جوان و برومند اين وبلاگ «ازمُدافتاده»!

بدون عنوان - دويست و سی‌وهشت

آليس ديگر اين‌جا زندگی نمی‌كند - يازده

Sunday, November 8, 2009

نغمه‌های ماشين‌تحرير - صدودو

ترجمه كنيد لطفا ً!

چاپ عصر - دويست و سی‌وشش

Gustave Caillebotte
*
Paris Street, Rainy Weather
1877
*
در نخستين شماره مجموعه تازه «چاپ عصر» (يعنی همين نقاشی‌ها) پيش‌بينی - يا ابراز اميدواری - كرده بودم كه هر چند روز متوالی به يك موضوع اختصاص خواهد يافت. اگرچه هم‌چنان امكان پيمودن آن مسير و برنامه وجود دارد، اما تصور می‌كنم كه برخی نقاشی‌های تماشايی - كه تعدادشان هم كم نيست – شايد به‌راحتی قابل طبقه‌بندی نباشند و به اين ترتيب ممكن است از احتمال انتشار و ديده‌شدن‌شان كاسته شود. به همين خاطر، و به عنوان يك تجربه، از امروز با يك‌جور «موضوع‌زدايی»، آثاری با موضوع‌های متفاوت در بخش «چاپ عصر» منتشر خواهد شد؛ شايد همين نكته، كه آشكار نباشد كه هر روز قرار است منتظر چه‌چيزی باشيم، كمی هيجان به ساعت پانزده هر روزمان بيفزايد. گمان می‌كنم بر كسی پوشيده نيست كه چيزی كه ساعت پانزده هر روزمان بسيار كم دارد، كمی هيجان است؛ در مورد بقيه ساعات روز، ظاهرا ً كمبودی وجود ندارد!

Saturday, November 7, 2009

نغمه‌های ماشين‌تحرير - صد و يك

ترجمه كنيد لطفا ً!

چاپ عصر - دويست و سی‌وپنج

Pierre Auguste Renoir
*
Self Portrait
1899

هيچ بازار نديده‌ست چنين كالايی - پانصد

Laubach Literacy
*
يك نمونه ديگر از آگهی‌های «قبل / بعد». اين‌ آگهی را شاخه كانادايی‌ يك بنياد بين‌المللی سوادآموزی منتشر كرده است.
*
حسابش ديگر از دستم خارج شده كه پيش از اين چندبار برای آگهی‌های «قبل / بعد» ابراز احساسات كرده‌ام. تصور من اين است كه اگر در دنيای تبليغات در جست‌وجوی تجربه‌‌های متفاوت بر روی يك تم واحد باشيم، هيچ تمی را به اندازه «قبل / بعد»، پرهوادار نخواهيم يافت. تمی كه در كنار نمونه‌های بسيار زيادی از تكرار بی‌خلاقيت (به‌ويژه در زمينه موسسه‌های زيبايی و تناسب اندام)، عرصه بی‌بديلی برای نوآوری‌های حيرت‌آور هم بوده است؛ و «ابراز احساسات»ی هم كه به آن اشاره كردم، همواره نثار همين نمونه‌ها كرده‌ام. اما نمونه درخشان امروز، انگار بيهوده در اين‌روزها بر سر راهم قرار نگرفته است. می‌خواهم اين‌طور فكر كنم كه آگهی‌سازان جهان تبانی و اراده كرده‌اند كه به مناسبتی، فضای اين وبلاگ را چراغان كنند: امروز، پانصدمين پست بخش تبليغات (پرشمارترين بخش اين وبلاگ) منتشر شده است. خب، حالا از آن روزهايی‌‌ست كه آدم می‌تواند يك لحظه بايستد، به پشت سر و به حاصل كار نگاه كند و آرام روی شانه خودش بزند و به خودش بگويد "ببين! آينه‌داری برای آن‌همه نبوغ كه در اين پانصد شماره به تماشايش نشسته‌ايم، از آن كارهايی‌ست كه آدمی‌زاد می‌تواند به‌خاطر انجامش سر را بالا بگيرد و به آن افتخار كند"؛ و مگر روشن نيست كه من در اين نوشته، خواسته‌ام همين كار را بكنم!

 
Free counter and web stats